آخرین دلنوشته سال 97

خرید بک لینک
بعد مدت ها سلام...

دوست دارم آخرین نوشته ی سالی که گذشت همه لحظه های رفته رو در بر بگیره ولی همش کلیات یادمه و یه سایه محوی از همه چیز تو ذهنمه که اونم به رشته تحریر درآوردنش سخته! اما اون چیزی که هست اینه که این یکسالی که رفت یه جوری بود که من انگار خیلی بزرگ و پخته شدم،شاید دیگران خیلی متوجه این تغییرات نشن ولی خودم خوب متوجه تغییر روحیاتم میشم...از این تغییرات راضی ام و خوشحال.

پ ن1: تو این یکسال خیلی ها از زندگی و خاطرم پاک شدن! چقدررررر خوب که ندارمشون!! اینو از ته دلم فقط بخاطر این میگم که خیلی ها رفیق نیستن،همراه نیستن،درمان نیستن.. یه سری ها فقط دردن،باید نباشن تا بفهمی زندگی یعنی چی! چون با بودنشون خیلی درا رو به روت میبندن! خدا خواست که نباشن و بازم خدا بهم نشون داد که باید فراموششون کنم و خدا بهم کمک کرد که الان از اینکه ندارمشون راضی و خشنود باشم! پایان،انتهای همه چیز نیست... گاهی وقتا یه سری چیزا باید تموم بشه تا چیزای جدید شروع بشه،من به این باور رسیدم که پایان همه چیز خوبه،چون بعدش یه آغاز قشنگه،اگه الان چیزه قشنگی نیست پس قطعا پایان فرا نرسیده... . گاهی وقتا اینقدر خداروشکر میکنم،اینقدر با بغض ازش تشکر میکنم که قابل توصیف نیست این حس و حالم! تو این یکسال با شروع جدیدی که تو زندگیم رخ داد،اینقدر اتفاقای قشنگ و حال خوب نصیبم شده و به چیزایی که یه روزی تو ذهنم بودن رسیدم یا تو مسیر رسیدن بهش قدم برمیدارم که لبخند رضایت و شکر از معبوده یکتا لحظه ای از خاطرم پاک نمیشه! همه اینارو گفتم تا بگم خدا تا الان برای من بد نخواسته،سختی زیاد کشیدم،ولی آخرش همه چیییز خووووووووووب و خوووووووووش بوده،این یعنی نگاه قشنگ خدا به بنده هاش... .به امید اینکه نگاه مهربون خدا و حال خوب تو سال جدید هر لحظه همراه و هم قدمم باشه!

پ ن2: کلاسامو دوست دارم و روزای جمعه با شوق سرکلاس حاضر میشم و بقیه روزای هفته هم با عشق درسامو میخونم،به امید اینکه اتفاقای خوب کاری تو سال جدید منتظرم باشه!

پ ن3: یه قسمت قشنگ زندگی اینه که آدم به کسی بدی نکنه(هرچند که بد ببینه) و حالا یه سری ها که در حقت بدی میکنن بعده مدت ها بیان و ازت بخوان ببخشیشون! بهترین کار در مقابل این جور آدما سکوته،آره دقیقا سکوتی که من کردم تا باور کنی بی تفاوتم نسب بهت... .

پ ن4: جمع دو نفره قشنگه دوستیمون به زودی زود سه نفره میشه و درسته که من از ماه ها پیش برای اومدنت لحظه شماری میکردم ولی الان هرچی به ماهه اومدنت نزدیکتر میشیم احساس منم تغییر میکنه و مشتاق ترم که زودتر ببینمت...خاله جونم بزرگ شدی بیا به این وبلاگ سر بزن و ببین که چقدر منو مامانت خوشحالیم که داری میای..از قشنگتررررررین لحظه های زندگیم همیشه دیدن خوشبختی دوستم بوده و الان با وجود این نی نی خوشگل خوشحالی و شوق منم بیشتر از پیشه..اردیبهشت میای پیشمون و چی بهتر از اینکه توام مثل منو مامانت اردیبهشتی میشی! (نامه به آرین کوچولو)

پ ن5: خدایا تو این ساعت های پایانی سال (24 ساعت مونده به تحویل سال) ازت میخوام مواظبمون باشی...من اول از همه چیز برای همه سلامتی میخوام و بعدش دلخوشی! خدایا همه سالم باشن و شاد و اگر کسی هم مریضه تو به بزرگی خودت حالشو خوب کن و نزار دلش غمگین باشه و حالش بد.خدایا هرچیزی که به صلاح بنده هات هست بهشون بده و در آخر خدایا مارو لحظه ای فراموش نکن... من بدون تو هیچی نیستم مواظبم باشه،مواظب من،مامان،بابا،خواهر کوچولوم و همه و همه عزیزان و مردم دنیا... .

...سال 1398 مبارکمون باشه...

خلوتگاه دل...

ما را در سایت خلوتگاه دل دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1398 ساعت: 1:41

صفحه بندی